❤bangtangirls.kpopstory❤

K-pop Story

❤bangtangirls.kpopstory❤

K-pop Story

❤bangtangirls.kpopstory❤

سلام.اسمم زینبه و عاشق گروه(bts)هستم و این وب رو هم برای همین گروه زدم.این جا مطالب های مثل:اخبار،بمب،برنامه وی،داستان....از همین گروه گذاشته میشه و ممنونم ک دنبالم میکنید
.....:(امید وارم تا وقتی ک تو وبم هستید بهتون خوش بگذره):.....

نویسندگان



جسیکا از راه چپ رف و جین هم از راه راست رفت ک اون راه ب قصر بی انتها میرسید  جین اروم اروم داشت ب راهش ادامه میداد ک یهو چن تا پسر افتادن رو کمر جین،جین از سنگینیه وزن اون چند نفر افتاد زمین و پاهاش از شدت زمین خوردن درد گرف و ی اه بلندی کشید:اخخخخخخخخخخخخخ _:یااااا چ قد نازک نارنجی شدی؟؟؟جین:هیون بوم خودتی؟هیون بوم:پ ن پ عمتم اه پسره ی نفهم کجا بودی؟؟؟جین:یا خدا هیون هو،کیهیون،جونکی خودتونین؟؟؟پسرا چپ چپ ب جین نگاه کردن و کیهیون گف:ای خاک برسر چلمنگت کنم ینی نشناختی؟؟؟نوچ نوچ نوچ جونکی:هه مارو باش با ذوق اومدیم پیش جین خره اونم مارو بازور شناخت اه خاک تو سرم جین:عههههه چی میگین شماها اخه اه دیوونه ها جین دستشو دراز کرد ب هیون هو

هیون هو با تعجب ب جین نگاه کرد جین:دسمتو بگیر بلند شم دیگه اه هیون هو:خداروشکر هم پا داری هم دس خودتت پاشو دیگه جین:عههههه زبون پیدا کردیا(هیون هو قبلا خیلی ساکت بود و ب حرفای دوستاش گوش میکرد و اونا هم از این موقیت استفاده میکردنو همه ی کاراشونو ب هیون هو میدادن ولی بعد چند سال عوض شد و کسی ام دلیل عوض شدنشو نمیدونه)جونکی خیلی اروم گف:هه این ک چیزی نیس حالا ببین چیا میشه یا خدا جین:جونکی چیزی گفتی؟جونکی:ها....من؟ن ن چیزی نگفتم پاشو دیگه جین دستشو ب طرف جونکی دراز کردو گف:بلندم کن دیگه جونکی:عهههههههه ن بابا کم مونده بیام تورو بلند کنم والا ایش و از بقل همه بچه ها رد شد و ب راه قصر رف جین:یااااااااااااا جونکی و بقیه هم پشت سر جونکی رفتن جین:اهههههه بی جنبه ها واز جاش بلند شد لباسش خاکی شده بود با دستش پاک کرد و ب بچه ها نگاه کرد و خیلی بلند گف:واستید منم بیام و دویید و ب بچه ها رسید سریع جونکیو بغل کردو گف:اخ دلم برای این بغلا تنگیده بود خخ وقتی ک جین اینو گف هیون هو،هیون بوم و کیهیون دوباره پریدن رو سر جین  ایندفه جین مقاومت کرد تا نیوفته زمین ولی نتونس افتاد زمین دوباره هیون بوم:ن مث این ک تو این چند ساله درس بهت نرسیدن معلومه خخ جین:بروبابا من ب این کارم راضیم هیون هو بلند شدو دست جینو گرفتو بلندش کرد جین:چ عجب یکی دست منو گرف کیهیون بلند شدو گف:هه مگه الکیه بدون هیون هو وقتی ب ادم کمک میکنه ک ی چیزی میخواد حواست باشه خخ جین:یاخدا هیون هو چیزی میخوایی؟هیون هو بغض گرفتتش گف:واقعا ک بهتون خوبی نیومده(هیون هو چون سنش کمه برای چیزای خیلی کوچیک گریه میکنه)دست جینو ول کردو خیلی اروم داش میرف جین:اههههههههههههههه کیهیون من تورو میکشمتا اه کیهیون خو راس میگم دیگه ایییییییییییش جین:مرض بگیری تو اه من میرم پیشش شما نیایین هیون بوم:برو دلداریش بده مامانی خخ جین:لال شو کرمک هیون بوم:برو بچت دق کرد خخ جین خیلی سریع رفت و رسید ب هیون هو دید ک داره گریه میکنه سریع رف جلوم پای هیون هو واستاد هیون هو باتعجب نگاه کرد و گف:چیه؟؟؟جین:داری گریه میکنی؟هیون هو:جین حوصله ندارم جین:بی جنبه ای دیگه هیون هو:باش اصن من بی جنبه  اه  جین:خوب ببخشید هیون هو:....جین:هیون هوووووو ببخش دیگه هیون هو بازم چیزی نگف جین:الان میرم خودمو میکشما هیون هو:ی شرط داره جین:چی بگو هیون هو:یکم بخون برام جین:باش میخونم هیون هو:تنها ن با جونکی بخون جین:چرا با اون؟هیون هو:چون صدای شماهارو دوس دارم جین باش میخونیم خوبه؟؟؟هیون هو:اره

(این ۴ نفر:هیون هو هیون بوم کیهیون جونگی،دوستای بچه گیه جین هستن و خیلی خیلی باهم صمیمین حتی جونشونو برای هم دیگه میدن جین و جونکی و هیون هو چون ب خواننده گی علاقه داشتن میرن و از ملکه اجازه میگیرن ک از سرزمین برن بیرون دفه ی اولی ک رفتن ب ملکه بگن ملکه مخالفت کرد ولی دفه دوم با اصرار فراوان ملکه قبول کرد ک برن از سرزمین ولی با شرایطی:اول این ک اگه خواننده شید نباید درباره ی این سرزمین چیزی ب کسی بگید حتی ب دوستی ک پیدا میکنید...

۲:تا اون جایی ک میتونید بیاد تو سرزمین و ب خوانوانده هاتون سر بزنید

۳:هروقت میایید و میرید اعطلاع بدین

۴:این انگشترو حتما تو انگشتاتون بزارید تا اگه چانی شمارو پیدا کرد نتونه شمارو اذیت کنه(انگشترو ب اونا داد و تو انگشتشون انداخت)

۵:موفق باشید...

این سه نفر با خدافظی از دوستانو خوانوادشون راهی ب دنیا شدن و با کمک اون انگشتر تونستن ی خونه ای بگیرن و در اون جا زندگی کنن چند روز اول براشون سخت بود ولی بعد یک هفته عادت کردن ب این زندگی و مردمشون حدود ی ۹روزی میشد ک رفته بودن و ملکه ام اونارو ب کمک انگشتر راهنمایی شون میکرد اینا رفتن تو ی مسابقه ی صدا شرکت کردنو تست دادن و جونکیو هیون هو نتونستن قبول شن ولی جین تونس و این دونفر باناراحتی ب سرزمین خودشون برگشتن ولی جین موند و خواننده ش و هروقت ک تونس میادو ب دوستاشو خونوادش سر مزنه)


چ طور بود؟؟؟؟

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی